ذبيح الله صفا

1273

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

كتاب را عبيد به دو قسمت كرده : قسمت اول عربى و قسمت دوم پارسى ، و اين هردو قسمت متضمن مقدار زيادى حكايات كوتاهست كه عبيد در آنها شوخ‌طبعى و بذله‌گويى اديبانهء خود را با بعضى نكات انتقادى همراه كرده است . بعضى ازين حكايات ابتكارى و عده‌يى از آنها از جملهء نكات تاريخى است و مقدارى هم لطيفه‌هاييست كه يا از رجال معروف قرن هفتم و هشتم حكايت شده و يا بدانها نسبت يافته است . در پاره‌يى ازين حكايات بذله‌گويى بانتقادهاى تلخ و گله‌آميزى بدل شده كه از نابسامانى اوضاع زمان حكايتها مىكند . در رسالهء « تعريفات » عبيد سعى كرده است دسته‌هايى از طبقات اجتماع عهد خود را با اوصاف و عادات رذيله‌يى كه داشتند معرّفى كند . در فصل اول يك عده از مسائل عمومى تحت عنوان دنيا و مافيها و در فصلهاى 2 - 10 آنچه متعلق به : تركان و اصحاب ايشان ، قاضى و متعلقات كار او ، مشايخ و مايتعلّق بهم ، خواجگان و عادات ايشان ، ارباب‌پيشه ، شراب و متعلقات آن ، بنگ و لواحق آن ، كدخدايى و ملحقات آن ، حقيقت مردان و زنانست ، بسخريه و طنز و طعن « تعريف » شده است . اين تعريفات در حقيقت انتقادها و نيشخندهاى تلخيست همراه با تعريض و كنايه . « تعريفات ملّا دوپيازه » نظير « رسالهء تعريفات » است و با « ملحقات » خود و نيز چند سطرى كه « از كتب افرنجيه نقل شده » در حقيقت دنبالهء همان رساله و برهمان شيوه و طرز فراهم آمده است . بىترديد عبيد زاكانى درين رساله‌هاى مقرون بطنز و تسخر و طعنه و انتقاد مبتكرترين و نيرومندترين كسى است كه در نوع انتقادى ادبيات فارسى به دو باز مىخوريم . وى درين انتقادها هم بيان شيرين و نمكين دارد و هم طعنه‌هاى زهرآلود خود را كه به شكر سخريّه و شوخى و هزل اندوده ، متوجّه همهء طبقات اجتماع زمان خويش كرده و هيچيك از آنها را معاف و مستثنى نشمرده است . مجموعهء رسالات انتقادى عبيد به وضع بدى يكى دوبار در استانبول ( سال 1303 )